عشق را زير باران بايد جست...

چتر ها را بايد بست
زير باران بايد رفت
فکر را خاطره را زير باران بايد برد
باهمه مردم شهر زير باران بايد رفت
دوست را زير باران بايد ديد
عشق را زير باران بايد جست
زير باران بايد چيز نوشت
حرف زد
نيلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است
«سهراب سپهري»

دلنوشته هاي باراني

من از عشق زميني که زمينم زد به آسمان رسيدم، تو که ساکن آسماني مراقب باش از آنجا زمينت نزنند.
من از عشق زميني به کلام رسول خدا (ص) رسيدم که فرمود: لم يشکر الناس لم يشکر الله ... {ادامه}...

دلنوشته هاي باراني

هيس... آهسته تر قدم بردار... آنچه چنين بيرحمانه در زير پاهايت داري دل است. هيس... کسي اينجا دلتنگ است که ممکن است آهش خرمني را خاکستر کند. آهسته تر قدم بردار که من ديگر باران آرام گذشته ها نيستم. تگرگي هستم که اگر بگيرم، پنجره‌ات را خواهم شکست.... {ادامه}...